صفحه عصرفردا در کلوبصفحه عصرفردا در یوتیوب
 
تاریخ انتشار: سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 4608
نامه الکترونیک ارسال به دوستان
جفا به هاشمی رفسنجانی

ضیاءالدین میرعمادی

 

حمله به آقای هاشمی رفسنجانی در اوان پیروزی انقلاب توسط گروه متعصب و متحجر القاعده شیعی «فرقان» شاید با هماهنگی و خواست براندازان نظام صورت گرفته بود. آنها دست به ترور زدند و قصد گرفتن شخص وی را از نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران داشتند. چنانچه در مورد بعضی از متفکرین نظام همانند آیت الله مطهری، مفتح و قرنی عمل کردند و آن عزیزان را به شهادت رساندند.

در دوران اصلاحات نیز برخی از اصلاح طلبان لگام و عنان نفس را رها کرده پس از نعل بندی فولادی بر پیکرش تاختند و با تهمت و افترا شخصیت وی را نشانه گرفتند و با چاپ مقاله و کتاب همان جفا را پیشه کردند
و اسف بارتر بعضی از مسوولان نظام با سکوت، لبخند، ایما و اشاره بر این کردار زشت غمض عین کردند و شاید هم تشویق.
غافل از آنکه اگر نخبه کشی رسم شود این شتر در خانه آنها هم زانو خواهد زد، همچنان که زده است و همه تاریخ غمبار این مرز و بوم قصه همین غصه بوده و هست.
اما هاشمی رفسنجانی به مصداق فرمایش معصوم علیه السلام که فرمود: «مومن همانند نهال و درخت نرم در مقابل طوفان ها زیر خروارها برف و کولاک می آرامد و پس از فرا رسیدن تموز و آب شدن برف ها و از بین رفتن کولاک ها قدعلم می کند.»
در برابر این حملات نابخردانه خم به ابرو نیاورد و صبر پیشه کرد دوباره برخاست و خار چشم دشمنان و باعث شرمساری دوستان فریب خورده شد.اکنون حملات علیه هاشمی به اوج خود رسیده اما این بار از سوی به اصطلاح اصولگرایان و مدعیان طرفدار ولایت حتی برخلاف نظر و توصیه های مقام معظم رهبری با تهمت های ناروا، انگ زدن های نابجا بر آن سرند که به هر نحو ممکن او را از مسوولیت های محول نظام برکنار دارند؛ چه سودا در سر دارند؟بارالها ما را از شر دشمنان زیرک و مومنان ساده اندیش و ساده لوح مصون دار. در این دوره کسی به خود اجازه می دهد
که به وی حمله کند «الدهر انزلنی ثم انزلنی...» بدیهی است در این وانفسای مروت و شرافت مخالفان نظام هم از موقعیت خودساخته و پیش آمده حداکثر استفاده را بکنند که می کنند و شمشیر آخته اند تا جمهوری اسلامی ایران را از دلباختگان متفکرش از اندیشمندان متهورش و از مدیران زمان بحران هایش به دست نیروهای نظام تهی کنند. دعا و امید من این است که با حضور و درایت رهبری راه به جایی نبرند و در این عرصه، جولانگاه پرواز نداشته باشند که چند صباحی زحمت ما می دادند.
طبیعی است از این گروه انتظاری جز این نیست چون اقتضای طبیعتشان این است اما گلایه از عزیزانی است که معتقد به نظام و قانون اساسی هستند به خصوص مدعیان ولایت پذیر که چرا و به چه مجوز شرعی این اجازه را به خود می دهند تا نسبت به کسی که حضرت امام(ره) تا آخرین لحظات عمر پربرکتش از وی آنچنان حمایت کرده که هنوز در گوش رهروان آن امام (قدس سره) طنین انداز است. به بهانه اینکه ملاک حال افراد است نه گذشته اش گرچه حالش مثل گذشته اش درخشان است این چنین حمله کنند یا اجازه حمله بدهند.بدیهی است اگر انتقادی دارند این حق آنهاست و به قول مولا(ع) حق والی است بر گردن دیگران که باید اعمال کنند و انتقاد خود را به طور صریح، روشن و از روی خیرخواهی عنوان کنند و نظام اسلامی را از چاپلوسی و تملق نجات دهند و مدیریت جامعه را جایگزین مریدیت کنند. اما تخریب چهره ها مجوزی ندارد.
نگارنده هم روزی از ایشان به عللی دلگیر و منتقد بودم. اما تامل و تعمق و گذشت زمان نشان داد که بعضی نارسایی ها به دور از اطلاع معظم له بوده شاید کم توجهی به علت مشغله یا اعتماد زیاد بوده است. این حقیر از این باب صدمه و خسران هایی را دیده ام اما اکنون که چنین به دفاع از حریم او برمی خیزم صرفاً قصد دفاع از حق و حقیقت را دارم و دلسوز نظامی هستم که خود نیز در راه آن از آنچه که در چنته و قوه داشته ام دریغ نورزیدم و به آن عمیقاً اعتقاد دارم و مفتخرم. هراس من از آن است که نظام را، رهبری را، ملک و ملت را از یاران امام و از عناصر پاک، صدیق دانا، با فضیلت و دلسوز تهی کنند. آنچنان که در تاریخ دیده ایم و شنیده ایم که بارزترین نمونه آنها آیت الله شیخ فضل الله نوری ها، امیرکبیرها، قائم مقام ها و... هستند. بیایید نظام را تهی از دانایان توانا و توانایان دانا نخواهیم که دود آن به چشم همه ما اعم از موافقان و منتقدان خواهد رفت و به کام مخالفان و براندازان خواهد بود که دور باد و نباد آن روز.زیرا هاشمی، هاشمی است. مگر هاشمی از قوه استنباط (اجتهاد) بی بهره است؟
مگر درک هاشمی نسبت به مسائل اسلامی از دیگران کمتر است؟ مگر هاشمی سال ها در زمان طاغوت شکنجه نشده است؟ مگر هاشمی عمرش و مالش را فدای نظام اسلامی و تداوم آن نکرده است؟ مگر در شرایط بحرانی جنگ تحمیلی به همراه سایر مسوولان و با دست توانمند نیروهای مسلح نظامی انتظامی، بسیج مردمی افتخار نیافریده است؟ مگر هاشمی... پس چرا با وی اینگونه برخورد می کنند و به توصیه رهبری هم توجه نمی کنند؟ در پاسخ شایسته است به جواب اندیشمند گرانسنگ اهل سنت آقای محمود ابوریه که در کتاب «الاضوا، علی السنت النبویه» در بحث جمع آوری قرآن تحت عنوان «غریبه توجب الحیوة» امر غریبی که موجب شگفتی است بسنده کنم، چه اینکه ایشان می گوید در جمع آوری قرآن در عهد خلفا نامی از علی(ع) نیامده است، چرا؟ آیا علی(ع) لیاقت این امر را نداشته که او را دعوت نکردند؟ آیا علی(ع) از مفاهیم بلند قرآن بی بهره بوده است؟ آیا علی(ع) شاهد نزول وحی نبوده است؟ آیا علی (ع) تربیت شده به دست پیامبر(ص) نبوده است. خود جواب می دهد چرا «وهو الشاهد من اول نزول الوحی الی یوم انقطاعه... و رباه النبی (ص) علی عینه» سپس نتیجه می گیرد «العقل و المنطق یقضیان»، عقل و منطق ایجاب می کند که از علی در جمع آوری قرآن دعوت به عمل می آوردند. چرا دعوت نکردند، می گوید «لا املک الا ان اقول» چیزی نمی توانم بگویم جز اینکه بگویم «لک الله یا علی(ع) ما النصوفک فی شیء» مر تو را خداست ای علی (ع) در هیچ امری به تو انصاف ندادند. من هم خطاب به آقای هاشمی می گویم و شرعاً از عهده اش بیرون می آیم؛ ای هاشمی در هیچ کاری نسبت به تو انصاف ندادند.
فان الانصاف احسن یثیم الاشراف،
همانا انصاف از بهترین خوی نیکان است.
*دادستان اسبق تهران

 
اين مطلب را به اشتراک بگذاريد

نوشتن نظر

 

551145.jpg

کتاب "صد جنگ بزرگ تاریخ" تالیف علی غفوری از سوی انتشارات هیرمند با شمارگان 2000 نسخه در 723 صفحه منتشر شد.

548064.jpg

کتاب "جنسیت در زندگی روزمره" نوشته ماری هولمز با ترجمه محمد مهدی لبیبی و مقدمه‌ای از دکتر ناصر فکوهی از سوی نشر افکار با شمارگان 1100 نسخه در 204 صفحه منتشر شد.

 
 

كليه حقوق این وب سایت برای عصر فردا محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.

عصر فردا به هیچ سازمان و گروهی وابسته نیست.

Free counter and web stats