تاریخ انتشار: سه شنبه, ۰۶ بهمن ۱۳۸۸
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 3913
نامه الکترونیک ارسال به دوستان
همان حاتمي‌كيايي كه دوست مي‌داشتيم

حميد رضا اميدي سرور

 

همين كه پس از نزديك به 6سال وقتي به تماشاي «به رنگ ارغوان» مي‎نشيني كهنه به‌نظر نمي‎رسد و حرفي براي گفتن دارد، موفقيت بسيار بزرگي است براي ابراهيم حاتمي‎كيا...

آن هم در سال و زمانه‎اي كه فيلم‌ها نه تنها يكي، دوسال بعد از نمايش ديگر رغبتي را براي تماشا بر نمي‎انگيزند، بلكه همان زمان نمايش هم بيات و مانده به‌نظر مي‎رسند. تا اينجاي كار حاتمي‌كيا از گرفتاري فيلمش در مميزي چندان متضرر نشده بلكه شايد اين شانس را داشته كه پس از اين همه هياهو كه به نفع فيلمش تمام شده و نامش را سر زبان‌ها انداخته سرانجام خود فيلم هم روي پرده رفته است.

‌در اين خشكسالي جشنواره بيست و هشتم كه كمتر فيلمي مي‎تواند ما را قانع كند تا زحمت رفتن به زير برج ميلاد را به‌خود بدهيم، به رنگ ارغوان چراغ جشنواره را به شايستگي روشن مي‎كند، حتي اگر بعد از آن هرچه برنامه را بالا و پايين كنيم فيلم ديگري پيدا نشود كه تا اين اندازه براي تماشاي آن لحظه شماري كنيم. اينها را گفتم كه روشن باشد چه انتظاري نسبت به فيلم حاتمي‎كيا بر انگيخته شده و همين كه ما پس از تماشاي آن احساس مي‎كنيم كه انتظار به جايي بوده و مغبون نشده‎ايم، همه حكايت از كيفيت بالاي فيلم دارد؛ درست برعكس آن احساسي كه پس از تماشاي «تسويه حساب» تهمينه ميلاني به مخاطب دست مي‎دهد.

نمايش به رنگ ارغوان پس از فيلم ناموفقي مثل «دعوت» مي‎تواند اين حسن را هم داشته باشد كه در دوره‎اي كه افت محسوسي در حاتمي‎كيا ديده مي‎شود به ما ياد آوري كند كه او چگونه فيلمسازي بوده. همچنين تأكيدي باشد براي اينكه او با يكسري مضامين و فضاهاي خاص كه حال و هوا و آدم‎هايشان را بهتر مي‎شناسد، به‌مراتب بهتر هم كار مي‎كند تا با رفتن به سراغ مضاميني كه از همان ابتدا پيداست سنخيتي با سينماي حاتمي‎كيا ندارند.

فيلم همچون اغلب آثار حاتمي‎كيا به‌ويژه در دوران اوجش، اثري است خوش ساخت و حرفه‌اي كه قصه‎اش را به قاعده و جذاب تعريف مي‎كند و از ظرافت‎هاي بصري و خاصه،  مضموني بسياري هم برخوردار است و بازي‎هاي خوبي هم دارد كه در جاي خود كمك حال فيلم هستند؛ حميد فرخ‎نژاد انتخاب هوشمندانه‎اي براي نقش اصلي فيلم به‌نظر مي‎رسد.

گرمايي كه اغلب در بازي‎ها و حضور او ديده مي‎شود و آن تلخي چهره‎اش، همگي در جذابيت اين شخصيت مؤثر است به‌ويژه آنكه او قرار است در نقش يك مامور امنيتي ظاهر شود كه تماشاگر ناخودآگاه در برابر آن گارد مي‎گيرد اما در اين ميان حاتمي‎كيا تمركز روي شخصيت اصلي فيلم و دست گذاشتن روي وجوه انساني او را از ياد نمي‎برد و تمهيداتي را تدارك مي‎بيند كه لحظه به لحظه اين ارتباط و نزديكي پررنگ‎تر شود تا آنجا كه مخاطب بيش از آنكه با شكار همدلي كند با شكارچي همراهي مي‎كند كه ‌ اين بار در دام احساسات انساني خود افتاده‎است و نكته جالب آنكه آنچه ما به‌عنوان تصويري خاكستري از شخصيت مامور امنيتي در طول فيلم شاهد هستيم بستگي به موقعيت‌هايي دارد كه فيلمساز ترسيم مي‌كند و از جايي به بعد هم كه ماموريت اداري به حاشيه رفته و ماموريت عاطفي او آغاز مي‎شود و حتي زماني كه در مورد ارغوان احساس خطر مي‎كند منتظر‌ نمي‎ماند كه جواب پيغام دخالت يا عدم‌دخالت در ماجرا را بگيرد بلكه از فرماني پيروي مي‎كند كه احساساتش صادر مي‎كند... .

اگر از آن چند صحنه جمع‎هاي دوستانه دانشجويان در قهوه‎خانه بلوط بگذريم كه يادآور پاتوق‎هاي جوانان در كافي‎شاپ‎هاي تهران است و قدري اغراق آميز به‌نظر مي‎رسند يا ازشعارهايي  كه در حمايت از درختان و در مقابله با جاده‌سازي‌ در دل جنگل مي‎دهند، صرف‌نظر كنيم، به رنگ ارغوان لااقل در صحنه‌هايي كه به شكل‌گيري اين رابطه عاطفي مي‌پردازد يا حتي به وجوه امنيتي شخصيت هوشنگ ستاري مي‎پردازد بسيار موفق و مؤثر عمل مي‌كند.

حاتمي‎كيا سير دلبستگي مامور به سوژه‌‌اش را نه تنها در موقعيت‎هاي داستاني بلكه در سطوحي ديگر با نشانه‌ها و جلوه‎هايي جذاب و بسيار متناسب با زمينه رخدادهاي فيلم به تصوير مي‎كشد. براي مثال ايده بازتاب اين عشق در حاشيه نامه‎هاي محرمانه و اداري كه مي‎نويسد و در نهايت باعث لو رفتن علاقه‎ او نزد روساي او مي‌شود بسيار تأثير‌گذار از كار در آمده است. او كه هر بار نامه خود را با نامي از اسماء خدا آغاز مي‎كند به‌تدريج با توجه به احساسات و عواطف خود به سمت اسم‌هايي از خدا مي‌رود كه بازتاب‌دهنده صفاتي مناسب حال و احوال اوست. به اين ترتيب پوست انداختن او از قالب ماموري وظيفه شناس به ماموري كه در دام شكار خود افتاده به ظرافت با نامه‎هايي كه ابتدا با نام خداوند قاهر آغاز مي‎شود و در نهايت به خداوند حبيب مي‎رسد، بازتاب مي‎يابد.

اين نكته نشانه هوشمندي فيلمسازي است كه به خوبي از ظرفيت‌هاي دستمايه‎اي كه برگزيده براي تأثير‌گذاري بيشتر فيلمش بهره مي‎برد.در طول فيلم اين پرسش به ذهن مي‌آيد كه بالاخره حاتمي‎كيا چه پاياني براي اين داستان رقم خواهد زد تا در دام كليشه نيفتد و فيلمي كه خوب آغاز كرده و خوب پيش برده را به خوبي تمام كند. اگرچه در سكانس‌هاي پاياني فيلم در لحظه‎اي يكي از همين پايان‌هاي وسوسه‌كننده اما كليشه‌اي را در ذهن شخصيت اصلي فيلم مرور مي‎كنيم اما با اين حال حاتمي كيا فيلم را درست در جايي كه بايد تمام مي‎كند.

زماني كه مامور امنيتي پس از مدتي غيبت دوباره سروكله‎اش پيدا مي‎شود و حالا خود به شكاري اداري و امنيتي بدل شده است و نكته جالب اينكه وقتي ما شاهد تايپ گزارش مامور امنيتي جديدي هستيم كه شناسايي سوژه را اعلام مي‎كند نامه با نام خداوند قاهر آغاز شده و دست‎هاي يك زن آن را تايپ مي‎كند. با اين ايده حاتمي‌كيا به ظرافت پايان آن داستان را به ابتداي داستاني تازه پيوند مي‎زند تا ذهن مخاطب را كه به اندازه زيادي با فيلم درگير شده بيش از پيش به چالش بكشد.

 

 

 
اين مطلب را به اشتراک بگذاريد

نوشتن نظر

 
0100515243.jpg

کتاب "60 نکته ضد پیری" نوشته ناتالی شاسرویو- بَنِس با ترجمه گلی‌ نژادی از سوی نشر ثالث با شمارگان 1650 نسخه و در 148 صفحه منتشر شد.

01518024.jpg

کتاب "سر دلبران؛ درباره ادبیات و هنر دینی (3)" به کوشش حسین حداد از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

 
 

كليه حقوق این وب سایت برای عصر فردا محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.

عصر فردا به هیچ سازمان و گروهی وابسته نیست.

Free counter and web stats