هر چند اشعار و مرثيههايي گاه انسان را تا مرز جنون و عزا پيش ميبرد و گاه با رويكردي انديشمندانه تفكر و انديشهاي را كه زمينهساز شكلگيري واقعه عاشورا بود معرفي و نقد ميكند و البته گاهي هم با تماشاي زيباييشناسانه و تامل برانگيز دست به دامان اين فرمايش پيامبر كربلا حضرت زينب(س) ميشود كه فرمود: «ما رايت الا جميلا» و شاعر هم تحت همين فرموده سرود:
گرچه روزي تلختر از روز عاشورا نبود
آنچه ما ديديم جز پيشامدي زيبا نبود 1
در يك فراز و نگاه نهچندان مطول و مفصل در ارتباط با سرودههاي عاشورايي و حسيني ميتوان آنها را با 2 رويكرد مورد تقسيمبندي و بررسي قرار داد: يكم: نگاه تاريخي/ دوم: نگاه محتوايي (بر اساس درونمايه و موضوع)
در بخش نخست و با رويكرد تاريخي شايد كمتر شخصي كه اهل مطالعه و پژوهشهاي ديني و آييني باشد اين مرثيه معروف را نشنيده و نخوانده باشد:
يا دهر اف لك من خليل
كم لك بالاشراق و الاصيل
من صاحب او طالب قتيل
والدهر لا يقنع بالبديل
و انما الامر الي الجليل
و كل حي سالك سبيل
اي دنيا! اف بر دوستي تو كه بسيار از دوستان و خواستارانت را سپيده دمان و شامگاهان به كشتن ميدهي و هرگز به بديل آنان قناعت نميورزي. همانا كارها به خداي بزرگ واگذارده و هر زندهاي رهروي ناگزير اين راه است.2 در روايات آمده است اين سروده مشهور در شب عاشورا در كنار خيمهگاه امام حسين(ع) زمزمه ميشود در حالي كه ياران نزديك امام مشغول صيقل دادن شمشير خود و آن حضرت بودهاند.
اين نوع سرودهها را از نظر تاريخي بايد جزء پنهان واقعه عاشورا دانست كه مواردي مانند رجزخواني مسلم ابن عقيل را هم مورخان و پژوهشگران در اين دسته قرار ميدهند و به صورت كلي آثاري را در بر ميگيرد كه پيش از اين رخداد عظيم خلق شدهاند و كمتر نشاني از آنها نيز به دست آمده است.
سرودههاي روز عاشورا
از روز عاشورا نيز سرودههايي موجود است كه پيش از نبرد، زمان نبرد و همچنين پس از نبرد را در برميگيرد، اما مهمترين نمونهاي كه در اين بخش ميتوان مثال زد، زمزمه حضرت ابولفضل با خويش است هنگامي كه وارد علقمه ميشود و با آنكه تشنه بود، اما به خاطر تشنگي حسين(ع) آب نخورد و خطاب به خويش چنين گفت:
يا نفس من بعد الحسين هوني / و بعده لا كنت ان تكوني/ هذا الحسين وارد المنون / و تشربين بارد المعين تالله ما هذا فعال ديني3
اما سرودههاي پس از عاشورا خود به واقع يك جريان ادبي را ايجاد ميكند جرياني كه آغاز آن با شاعران بزرگ آن زمان عرب از قبيل دعبل خزايي، سيد حميري، كميت اسدي و... بود و به نوعي ميتوان اين جريان را يكي از بنيادهاي شعر و ادبيات شيعي دانست.
در ايران و ادبيات فارسي هم اگرچه در قرون اول و دوم سابقه مكتوب و قابل استناد چنداني وجود ندارد، اما حداقل از قرن 4 و با كسايي مروزي ميتوان گفت شاعران ايران زمين شعرشان را با ذكر مصيبت سالار شهيدان متبرك ميكنند:
ميراث مصطفي را، فرزند مرتضي را
مقتول كربلا را، تازه كنم تولا
تا زندهاي چنين كن، دلهاي ما حزين كن
پيوسته آفرين كن بر اهل بيت زهرا (س)4
اين رويكرد با آثار درخشان مسعود سعد، سيف فرغاني، مولانا، عطار، سنايي، خواجو، محتشم و تا به امروز ادامه پيدا ميكند.
نگاه محتوايي
اما در تقسيم بندي دوم كه مبتني بر نگاه محتوايي و بر اساس درونمايه و موضوع بود گستردگي بيشتري را شاهد هستيم. شاعران در كنار مرثيه سرايي و سوز و گداز شاعرانه در بسياري از موارد سعي كردهاند در سطرها و بيتهايي به مساله مهم امامشناسي اشاره كنند آن هم امامي چون سيدالشهدا(ع) كه خود مصباحالهدي و سفينهالنجاه است و چراغ روشني است براي روشنايي مسير و راه و قطعا توسل به امام حسين(ع) بدون شناخت ايشان و سيره عملي او معنا ندارد.
در همين رابطه آثار فراواني وجود دارد كه معروفترين آن شايد شعر سيف فرغاني باشد شاعر نامدار قرن هفتم و هشتم كه با استاد سخن سعدي تقريبا در يك دوره ميزيستهاند.
سيف فرغاني در قصيدهاي ضمن تهييج عاطفه مخاطب به نوعي به تحليل عزاداري و گريه براي امام حسين (ع) ميپردازد:
اي قوم در اين عزا بگرييد
بر كشته كربلا بگرييد
در گريه سخن نكو نيايد
من مي گويم شما بگرييد
اشك از پي چيست؟ تا بريزيد
چشم از پي چيست؟ تا بگرييد
در گريه به صد زبان بناليد
در پرده به صد نوا بگرييد
تا شسته شود كدورت دل
يك دم ز سر صفا بگرييد 5
در ميان معاصران نيز آثار فراواني با چنين رويكردي به چشم ميخورد كه يكي از درخشانترين آنها كه اتفاقا كمتر مورد توجه پژوهشگران و مخاطبان ادبيات آييني قرار گرفته غزلي است بسيار شيوا و خوش ساخت از روانشاد حسين منزوي؛ غزلي با نام «سياووش زيبا» كه در آن شاعر با بيان و زباني بسيار لطيف و تغزلي به توصيف امام عاشقان ميپردازد و همچنين چگونگي گره خوردن عشق و مهر آلعبا را به جان و دل ايرانيان به زيبايي و با بهرهگيري از يك اسطوره تاريخي و بومي ايرانيان به تصوير ميكشد:
اي خون اصيلت به شتكها ز غديران
افشانده شرفها به بلنداي دليران
جاري شده از كرب و بلا آمده و آن گاه
آميخته با خون سياووش در ايران
حد تو رثا نيست عزاي تو حماسه ست
اي كاسته شان تو از اين معركهگيران
ياران و نزديكان امام(ع)
يكي ديگر از سرچشمههاي الهام شاعران براي سرودن و گفتن از واقعه عاشورا، ستم و ظلمي است كه بر ياران نزديك امام و بيت و خانواده ايشان ميرود كه اين درونمايه در كنار وفاداري، دلاوري و جانفشاني اين بزرگان و نزديكان گاه تشخص و همچنين يك هويت متفاوتي به اشعار و آثار مرتبط با اين موضوع بخشيده است.
در راس اين بخش و چنين موضوعي حضرت ابوالفضلالعباس قرار دارد كه هم وفاداري و هم دلاوريهاي او از سوي شاعران و اديبان بسياري مورد مدح و ستايش قرار گرفته است.
ميرزا نورالله عمان ساماني، مشهور به تاجالشعرا كه برخي او را بزرگترين مرثيهسراي چند قرن اخير مينامند در مرثيهاي مطول به دلاوريها و نقش حضرت ابوالفضل پرداخته است؛ مرثيهاي پخته و پر از رويدادها و صنايع ادبي و همچنين خلاقيت در به كار بردن قافيه، البته در ارتباط با اين شعر بايد به زبان ديرياب آن نيز اشاره داشت، زباني كه بويژه در روزگار ما برقراري ارتباط با آن كار چندان سادهاي نيست:
نيست صاحب همتي در نشأتين
همقدم عباس را بعد از حسين
در هواداري آن شاه الست
جمله را يك دست بود او را دو دست
روز عاشورا به چشم پر زخون
مشك بر دوش آمد از شط چون برون
شد به سوي تشنهكامان رهسپر
تيرباران بلا را شد سپر...6
راز رشيد
اما در ميان شاعران معاصر و آثار فراواني كه در 3 دهه اخير براي عاشورا و خاصه علمدار كربلا سروده شدهاند، راز رشيد روانشاد سيدحسن حسيني انصافا بسيار متمايز و برجسته است. آنجا كه تمام اركان شعر از ساختار، زبان، درونمايه، فرم، خلاقيت و توانمندي و استعداد ذاتي سيدحسن حسيني كنار هم جمع ميشوند تا شاهكاري ماندگار در حوزه ادبيات آييني ما رقم بخورد تا آنجا كه برخي منتقدان، آن را حادثه و اتفاقي در ادبيات معاصر بنامند و به گفته و خواسته خود سيدحسن حسيني اين شعر همراه مجموعه گنجشك و جبرئيلاش كه در برگيرنده آثار متعدد آييني و مذهبي است ميتواند شفاعتكننده او در آخرت باشد: به گونه ماه/ نامت زبانزد آسمانها بود/ و پيمان برادريات/ با جبل نور / چون آيههاي جهاد/ محكم/ تو آن راز رشيدي/ كه روزي فرات/ بر لبت آورد / و ساعتي بعد / در باران متواتر پولاد/ بريدهبريده/ افشا شدي/ و باد/ تو را با مشام خيمهگاه/ در ميان نهاد/ و انتظار در بهت كودكانه حرم/ طولاني شد/ تو آن راز رشيدي/ كه روزي فرات/ بر لبت آورد/ و كنار درك تو/ كوه از كمر شكست
حضرت علياكبر(ع) و حضرت علياصغر(ع) و برخي ياران و صحابه مانند حر، جون و... نيز در ميان اشعار شاعران آييني سرا سهم ويژهاي دارند و شاعران در قالبهاي گوناگون به جايگاه هريك از اين نام آوران حماسه جاودان كربلا پرداختهاند.
پيامبر كربلا
اما بيترديد حضرت زينب(س) كه پيامبر كربلا بود و نقشي تاريخي و انكارناپذير در رساندن پيام حقانيت و مظلوميت امام و پيروانش به عهده داشت، مورد توجه جدي شاعران قرار گرفته است. در واقعه كربلا حضرت زينب حضوري فعال داشت و از عناصر مهم و محوري اين حماسه بزرگ بود، اما بخش عمده رسالت اين بانوي بزرگ زماني آغاز شد كه واقعه كربلا در ظاهر با شهادت امام حسين خاتمه يافته بود و اين فصل از زندگاني زينب كبري كه اوج رسالت آن بانوي بزرگ است، تجلي پر رنگي در آثار ادبي و خاصه شعر پيدا كرده است.
در ميان آثار فراواني كه به شخصيت و جايگاه حضرت زينب(س) پرداختهاند غزل قادر طهماسبي (فريد) به دليل آميخته شدن با نواي ني و موسيقي حزن و همچنين مداحي آن توسط بسياري از نوحه خوانان مطرح كشور، تاثير چشمگير و شهرتي در خور يافت :
سرني در نينوا ميماند اگر زينب نبود
كربلا در كربلا ميماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابري از ريا ميماند اگر زينب نبود...
در مجموع بايد گفت در كنار منابع غني اسلامي و ديني و مرتبط با فقه و تاريخ شيعه كه به واقع سرمايههاي امت اسلامي محسوب ميشوند، ادبيات آييني و عاشورايي نيز اگر با جامعيت و نگاهي نه صرفا تهييجي، مقطعي و گذرا مورد بررسي قرار گيرد، ميتواند آينهاي تمامنما از عظمت، بزرگي، اهداف و همچنين پيامها و درسهاي واقعي حماسه بينظير عاشورا باشد و هر شعر و اثر ادبي به قول مولانا از ظن خود از گوشهاي از اين اقيانوس بزرگ قطرهاي چشيده و حاصل آن توفاني از كلمات شده است كه اگر اين قطرهها و حلقههاي پراكنده به صورت جامع مورد خوانش قرار گيرد، شايد تصويري نه به اندازه بزرگي عاشورا اما تا حدودي شفاف و زلال از غروب غريبانه عاشورا و كربلاي 61 هجري به نمايش بگذارد.
پانوشتها :
1 - بيتي از سيد ضياءالدين شفيعي
2 - رستاخيز حماسه، مقدمه، محمدرضا سنگري
3- سفينه البحار، ج 1
4 - كسايي مروزي، زندگي، انديشه و شعر او به اهتمام محمد امين رياحي
5 سيفالدين فرغاني، ديوان اشعار، به اهتمام و تصحيح ذبيحالله صفا
6 - عمان ساماني، گزيده اشعار، انتشارات سنايي