تاریخ انتشار: يكشنبه, ۰۶ دی ۱۳۸۸
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 2869
نامه الکترونیک ارسال به دوستان
كتابي كه جايش خالي نبود
ایلنا
این روز ها تب تند نوشتن و نویسندگی در میان جوانان شور زیادی برپا کرده است. گاهی جوانی بی تجربه از روی علاقه شخصی دست به قلم می برد و آنچه را برایش حکم خاطره یا تخیل دارد را می نویسد و توسط ناشران اکثرا سرشناس به بازار عرضه می شود.
این گونه داستان‌ها یا مجموعه داستان‌ها گاهی چنان سر و صدایی در میان علاقمندان به مطالعه ایجاد می‌کند که کتاب ناگهان به چندین و چند چاپ می‌رسد، گفت‌وگوهای گوناگون، جلسات نقد کتاب و و پس از آن سرشناس شدن کسی که تا چند ماه قبل فکر نویسنده شدن هم نداشت.
اما این شور نوشتن فقط در مردم عادی و جوانان این دوران دیده نمی‌شود .مدتی است بسیاری از هنرمندان سینما و تلویزیون که چهره شناخته شده‌ای دارند دست به قلم شده‌اند و گاهی به شکل فیلم نامه و گاهی در قالب داستان کتابی نوشته‌اند. این گروه از هنرپیشگان وارد حوزه قلم شدند و به عنوان هنرمندان نویسنده شناخته‌تر شدند.
گرچه چند شغله بودن در میان هنرمندان پدیده تازه‌ای نیست و غیر از بازیگری به عکاسی و نقاشی و نویسندگی مشغولند. در طی چند سال اخیر برپایی نمایشگاه‌های گوناگون نقاشی و عکاسی با نام ستارگان سینما که با قیمت‌های عجیب به فروش می‌رسد بسیار به چشم می‌خورد.
فیلمنامه نویسی‌های بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، دکلمه کردن‌های خسرو شکیبایی و پرویز پرستویی، رمان‌های مسعود کیمیایی و این روزها نمایشگاه عکس نیکی کریمی و هدیه تهرانی سر و صدای فراوانی برپا کرد.
بسیاری بر این باورند که حتی بسیاری از این گالری‌ها جز به خاطر نام ستاره سینما برپای عکس‌ها، ارزش هنری دیگری ندارد. چند سال پیش رضا کیانیان گالری عکسی برپا کرد که باز هم به دلیل نام هنری و چهره شناخته شده‌اش حواشی زیادی در پی داشت.
سال گذشته نشر مشکی کتابی از خاطرات رضا کیانیان با نام "این مردم نازنین" چاپ کرد که تا امروز به چهارمین مرحله چاپ رسیده است.
قطعا تصویر و نام هنرپیشه‌ای چون رضا کیانیان که با نقش‌های ماندگاری چون"خانه ای روی آب"، "خاک آشنا"،"صداها"،"مادرم گیسو" و سریال "سرنخ" و...شناخته شده خاص و عام است بر روی جلد کتاب هر مخاطبی را برای خرین و خواندن کتاب جذب می‌کند.
رضا کیانیان چهره‌ای نیست که برای بیان خاطراتش با مردم نیاز به نوشتن آنها داشته باشد. هر کسی این داستان را می‌داند که شناخته بودن چهره و هزاران بار در سینما و تلویزیون دیده شدن و شهرت فراوان، در میان مردم عادی رفتن را برای این افراد بسیار دشوار می‌کند.
اما نوشتن کار ساده‌ای نیست، نه به سادگی دیده شدن افراد سرشناس میان مردم و نه حتی به راحتی تعریف کردن این خاطرات برای نزدیکان و دوستان.
شاید بازیگری انقدر جرات و جسارت ریسک پذیری به افراد می‌دهد که حتی برای ساده‌ترین اتفاقاتی که کاملا به صورت طبیعی برایشان می‌افتد و ارتباط‌های بسیار پیش و پا افتاده آنها که چهره‌اند با مردم کوچه بازار، قلم به دست شوند و به نام کتاب، خاطرات خود را چاپ کنند.
کتاب " این مردم نازنین"رضا کیانیان که قصه‌های او با مردم است با زبانی بسیار ساده و گاه بی هیچ حسی نوشته شده و بیان آنچه به نام خاطرات و قصه‌های او با مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور است، انقدر مهم و خواندنی نبوده که امروز به شکل کتاب و برای بار چهارم تجدید چاپ شود.
این که رضا کیانیان چهره سرشناس و هنرپیشه محبوب و مشهوری است بر همگان آشکار است. اما آیا برای همه مردم علاقمند به مطالعه خواندن اتفاقاتي كه بین یک هنرپیشه و مردم مي افتد باید جالب باشد؟وقتی رضا کیانیان آنقدر محبوب و مردمی است که نامش در هر قالبی بر کاغذ یا پای عکس و نقاشی بیاید فروش اثر را بالا می‌برد، آیا نیازی بود دست به قلم شود و برای عامه مردم تعریف کند که بارها فروشنده و راننده و مردم شیفته او چگونه با او برخورد کرده اند؟
آیا بیان این خاطرات آنقدر مهم و با ارزش بوده که هزینه‌های کلانی صرف چاپ و نشر و تبلیغات کتابی در این زمینه شود ولی عده‌ای اهل قلم سال‌ها به دلایل مادی و مشکلات ممیزی نتوانند نوشته‌های خود را که نیاز جامعه امروز و نسل جوان ماست چاپ کنند؟ اما ستارگان سینما به راحتی هر اتفاق ساده و بی ارزشی را به رشته تحریر در آورند و به راحتی وارد بازار کتاب کنند؟
کیانیان در این کتاب که خود در باب شهرت می نویسد: شهرت تنهایی‌ات را می دزدد، همه جا نگاهت می‌کنند، همه جا با تو هستند، زیر ذره بین هستی و...خاطراتی را نوشته که حتما برای همه ستارگان و چهره‌های سرشناس بارها و بارها رخ داده است. اما اینکه چگونه این خاطرات بیان شود خود آشنایی با انواع سبک‌های نوشتاری و ادبیات را نیازمند است. وگرنه اینکه مردم او را دیده‌اند و شناخته‌اند و هر کدام عکس العملی نشان داده‌اند نمی‌تواند کار آنقدر جالبی در حوزه ادبی باشد که هنرپیشه‌ای مثل رضا کیانیان که برای مشهور شدن نیاز به هیچ کاری ندارد، آنها را بنویسد و به نام کتاب به بازار بسپرد. این که او در این میان قصد بیان چه چیزی را داشته و هدفش از تعریف این خاطرات ساده و روزمره برای مردم چه بوده قطعا برای خود او مشخص است. اما آیا نباید این روزها به بازار کتاب کمی فرصت داد که نفس بکشد؟
چرا خالق رمان نفس گیر کلیدر سال‌ها کتابش در ارشاد خاک می‌خورد اما خاطرات هنرپیشه سینما که ارزش ادبی ندارد در کمتر از یکسال چهار بار تجدید چاپ می شود؟آیا اینکه او با همسر و فرزندانش در خیابان زندگی راحتی ندارد و حتی در خانه نیز با تلفن‌های علاقمندان درگیر است، در وانفسای ادبی ایران انقدر جایش خالی بود که جای نوشته های پدران ادبیات ایران را بگیرد؟
قصه‌های رضا کیانیان با مردم شاید زمانی می‌توانست جالب و خواندنی باشد که نه تنها از قالب خاطرات گاه چند خطی خارج می‌شد بلکه هدف ادبی و فرهنگی خاصی را دنبال می‌کرد تا شاید برای علاقمندان به سینما درس عبرت آموزی باشد.
وگرنه هر آنکه چهره باشد و ستاره سینما، آنقدر برخوردهای عجیب و غریب در خیابان می‌بیند که باید برایش کاملا عادی باشد و حتی حوصله تعریف کردن آنها را نیز نداشته باشد چه رسد به نگارش آنها، آن هم به قلمی ساده و شاید پر از اشتباهات ادبی...
رضا کیانیان این کتاب را به همسرش تقدیم کرده که هرگز نتوانسته به گفته خودش با او در خیابان قدم بزند، اما همسر او نیز قطعا می‌دانست در دنیای هنر و ستاره بودن کوچکترین دردسر شهرت است و شور مردم ...پس تحمل این زندگی برای او نیز نباید آنقدر مشکل ساز باشد.
از چنین اساتیدی انتظار می‌رود اگر قلم به دست می‌گیرند به جای تعریف عکس‌العمل‌های مردم در برخورد با آنها، چیزی بنویسند که برای نسل علاقمند به هنر مفید باشد و گرنه خاطرات را که هر کسی توان نوشتن دارد...
 
اين مطلب را به اشتراک بگذاريد

نوشتن نظر

 
0100515243.jpg

کتاب "60 نکته ضد پیری" نوشته ناتالی شاسرویو- بَنِس با ترجمه گلی‌ نژادی از سوی نشر ثالث با شمارگان 1650 نسخه و در 148 صفحه منتشر شد.

01518024.jpg

کتاب "سر دلبران؛ درباره ادبیات و هنر دینی (3)" به کوشش حسین حداد از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

 
 

كليه حقوق این وب سایت برای عصر فردا محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.

عصر فردا به هیچ سازمان و گروهی وابسته نیست.

Free counter and web stats